شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۰
۰ |
۰

پسر پارما برگشت/ قول مارکوس کوچولو به تورام بزرگ؛ امشب شادی نمی کنم!

پسر پارما برگشت/ قول مارکوس کوچولو به تورام بزرگ؛ امشب شادی نمی کنم!
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

پسر پارما برگشت... این تیتر جذاب گاتزتا دلواسپرت درباره بازی امشب پارما و اینتر است که به بازگشت مارکوس کوچولو به شهر رویاهایش پارما اشاره دارد...

به گزارش خبرورزشی، بازی امشب پارما و اینتر، مارکوس تورام را به شهر رویاهایش برمی گرداند. همین بازگشت سوژه گزارش جذاب گاتزتا دلواسپرت شده است.

وقتی مارکوس تورام هنوز مارکوس کوچولو بود، رؤیای مارکو دی وایو شدن را در سر داشت. حالا، بعد از سال‌ها، فقط سه هزار قدم با آن درِ کهنه فاصله دارد؛ دری که توپ‌های شوت‌شده‌اش فرسوده‌اش کرده بودند. همان پسر پرجنب‌وجوش بلوار سولفرینو که بیست و پنج سال پیش، وقتی پدرش لیلیان برای پارمای تانزی می‌دوید، پیراهن دی وایو را به تن داشت و محله‌ی ساکت جنوب پارما را با صدای توپ به هم می‌ریخت.

مارکوس همان‌جا زندگی می‌کرد. ساختمانی سه‌طبقه، روبه‌روی پارک چیتادلا. امشب، برای اولین‌بار به‌عنوان رقیب وارد تاردینی می‌شود. یک مأموریت هم دارد: شکستن طلسم عدد ۱۳. در لیگ هرگز بیش از ۱۳ گل نزده، چه با اینتر، چه با گلادباخ. امسال هم همان‌قدر زده. شاید همین ورزشگاه، جایی که روزی با دست در دست پدر وارد می‌شد، به او کمک کند تا یک قدم جلوتر برود.

مارکوس… دی وایو.

ریسمانی که خانواده‌ی تورام را به پارما وصل می‌کند، هیچ‌وقت پاره نشده. در کودکی با پرستارش میرلا مارتینی به پارک می‌رفت. به او می‌گفت: «برو تو دروازه، تو بوفون باش». خودش؟ همیشه دی وایو بود. دی وایو، همان مهاجمی که بین ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ کنار پدرش بازی می‌کرد و بعد از ۵۳ گل، از تاردینی رفت.

همسایه‌ها هنوز یادشان هست؛ مارکوس با پیراهن زرد و آبی دو سایز بزرگ‌تر، می‌دوید سمت پارک. نه اسباب‌بازی، نه سرباز کوچولو. فقط توپ. فقط دویدن. هنوز هم آن پارک هست: دروازه‌هایی با تورهای پاره، زمین بسکتبال، نیمکت‌های خلوت، و سکوتی که انگار پناه است. تاردینی آن‌طرف دیوار است. آخر هفته‌ها صدای تشویق‌ها از آن‌جا می‌آید. این‌جا قلعه‌ی مارکوس بود. جایی که شروع کرد.

امسال ۱۶ گل زده، دو تا از آن‌ها به فاینورد، که اینتر را به یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان فرستاد؛ حالا باید به مصاف بایرن بروند. اتاقک زیر شیروانی خانه، حالا تبدیل شده به سن‌سیرو، حتی آلیانتس آرنا. همین پارسال با مونشن‌گلادباخ به بایرن گل زد. اما قبل از همه‌ی این‌ها، باید به استادیوم رؤیاهایش برگردد؛ جایی که محبوب‌هایش را دید: پدر، کاناوارو، کرسپو، آلمیدا، بوگوسیان، دینو باجیو، سنسینی، دی وایو، فوزر…

بعد از پیوستن به اینتر، برگشت پارما. رستوران رونزونی نزدیک فرودگاه، یکی از پناهگاه‌های خانوادگی‌اش بود. ۲۰۲۳، با میرلا دیدار کرد. آغوش، لبخند، مرور خاطره‌ها. از پارک، از در فرسوده، از دی وایو و بوفون، و البته غذا. مارکوس عاشق پنیر پارمزان و تورتا فریتاست. خودش گفته: «طعم پنیر پارمزان برایم فراموش‌نشدنی است، مثل مادلن پروست». طعمی از خانه، از آرامش، وقتی طوفان نزدیک است.

در بازی رفت به پارما گل زد. شادی کرد. پدرش به او تذکر داد. امشب اگر چهاردهمین گلش را بزند، قول داده شادی نکند. گفته به دوستان کودکی‌اش که اگر گل بزند، ساکت می‌ماند. ادای احترام به شهری که او را ساخت.

یکی از خاص‌ترین عکس‌های گوشی‌اش، همان لحظه‌ای‌ست که با پدر وارد تاردینی می‌شود. کفش سفید، سویشرت مشکی، چشم‌هایی پر از چیزی که پنهان‌شدنی نیست. امشب آن صحنه را دوباره خواهیم دید.

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید امروز

آخرین خبرها

منهای ورزش

بازرگانی