روز گذشته بود که خبرورزشی قسمت اول گفتگوی صریح و بی پرده با رحمان رضایی، مربی تیم ملی را منتشر کرد. امروز دو قسمت پایانی این گفتگو تقدیم شما مخاطبان خبرورزشی میشود.
در این قسمت ابتدا رحمان رضایی رفتار رسانهها و منتقدان و گزارشگران در ایران و ایتالیا را مقایسه کرد. بعد از آن به اختلافاتی پرداختیم که این روزها میان تیم ملی و برخی اهالی رسانه شکل گرفته است. رحمان رضایی که معتقد بود بسیاری از انتقادات به حق نیست، نقشه راهی داد تا با آن روش تنشها کمتر شود.
مربی تیم ملی همچنین از شرایط سختی گفت که کارشناسان و منتقدان از آن بی خبر هستند و تیم ملی در این شرایط سخت کار میکند.
از شما دعوت میکنیم تماشاگر بخش دوم گفتگوی خبرورزشی با رحمان رضایی باشید:
سالها در ایتالیا بازی کردید. تیم ملی ایتالیا هم از وقتی نسل من در خاطرش است، نتایج سینوسی میگیرد. در ایتالیا وقتی تیم با نمایش ضعیف یا اختلاف خفیف بازی را میبرد، گزارشگران و رسانهها انتقاد میکنند؟
اصلا، من در بازیهای تیم ملی ایتالیا طرفدار این تیم هستم و دنبال میکنم. تیم ملی ایران همه وجود من است، ایتالیا هم تیم دوم من است. ببینید حتی در بازیهای ضعیف آن گزارشگر در حد انفجار گزارش میکند، نه اینکه ما بیاییم تیم را ضعیف جلوه بدهیم. مثلا مقابل جزایر فارو ۵ تا میزنند، با تمام وجود خوشحالی میکنند و در رسانهها به خوبی انعکاس میدهند. گزارشگر آن را با تمام وجود گزارش میکند تا شنونده لذت ببرد.
خیلی از نقایص و نمایشهای ضعیف را در گزارش بسیار خفیف جلوه میدهند. نمایشهای ضعیف را برجسته نمیکنند. چرا؟ چون میگوید این بازیکن تیم ملی کشورم است، من نباید او را ضعیف کنم. حتی جایی که دریبل میخورد یا اشتباه میکند یا گل میخورد را کم رنگ تر گزارش میکند. این میتواند عرق ملی باشد، عرق به تک تک بازیکنان باشد.
من از ابتدا تا انتهای بازی، حتی قسمت میکسدزون و کنفرانس را هم دنبال میکنم. گزارشگران شان حتی اگر با بازی ضعیف تیم نتیجه بگیرد، آن را بولد میکند و این برای شان ارزشمند است. بسیار برای آن شادی میکنند. ما باید این چیزها را یاد بگیریم، یک مقدار از خود دربیاییم و ببینیم بیرون چه میگذرد. اینها را یاد بگیریم تا برای برد تیم ملی ممکلت مان خوشحال باشیم.
یعنی این اعتقاد رو دارید که گزارشگرهای ما...
نه، شخص خاصی را مثال نزدم. کلا اصلا نمیخواهم قیاس بکنم در خصوص شخص خاصی. ولی صحبتم این است که هرکسی بازی را گزارش میکند، باید همین عرق را داشته باشد. بالاخره بازیکن اشتباه میکند، تیم گل میخورد، نباید آن را این اندازه بزرگ جلوه دهد. بله انتقاد باید باشد، اگر هر مجموعه ای انتقاد پشتش نباشد مطمئنا نمیتواند موفق شد اما انتقاد نباید مخرب باشد!
این انتقادات در این یکی دو ماه گذشته جنبه تخریبی دارند. ما باید از این لباس بیاییم بیرون. این لباس را دربیاریم، لباس انتقاد سازنده را بپوشیم و بیاییم به شکلی انتقاد کنیم که جنبه تخریبی نه برای بازیکنان داشته باشد، نه برای فوتبال ملی و نه برای کادر تیم ملی. هیچکدام نباید باشد.
میدانید چرا این سوال را پرسیدم؟ مثلا من به عنوان خبرنگار وقتی تیم ملی قطر را میبرد میتوانم به این اشاره کنم که ما قهرمان آسیا را بردیم. میتوانم به این اشاره کنم که ما تیمیرا بردیم که ضعیف شده و در هر بازی چند گل میخورد.
اگر امارات را میبریم من میتوانم به این اشاره کنم که امارات سالهاست هیچ افتخاری نداشته یا میتوانیم به این اشاره کنیم که بهترین سخت افزار و امکانات را دارد و تیمیکه مثلا میلیارد دلاری خرج میکند را بردیم.
به همین خاطر میپرسم، فکر میکنید گزارشگرها رقبای ما را ضعیف تر نشان میدهند؟ این حس را دارید؟
شاید این یک بعد قضیه باشد که با تحقیر رقبا کمرنگ میکنند پیروزیهای تیم ملی را. این زیاد جالب نیست.
تیم ملی هر تیمیرا میبرد، جایی که حتی درست و با اقتدار میبری، با زدن سه چهار گل میبری، بازی تمام میشود و باز انتقاد است. یک مقدار منصفانه به این قضیه نگاه کنیم میبینیم که اینها از سر دلسوزی نیست. وقتی در چنین شرایطی انتقاد میشود، یعنی نمیخواهند تیم ملی خوب جلو برود، جلوی پیشرفت تیم ملی را میگیرد. جلوی حرکت تیم ملی را میگیرد.
حالا آن طرف قضیه را هم بپرسم. مثلا در فوتبال ایتالیا یک بازیکن تیم ملی مثلا علیه یک خبرنگاری، یک رسانه ای، یک گزارشگری صحبت بکند، از سمت مقابل تلافی میشود؟
البته که چه از لحاظ فرهنگی چه از لحاظ فوتبالی، فوتبال ما و ایتالیا قابل قیاس نیست. فرهنگ فوتبالی ما خیلی با فرهنگ فوتبالی ایتالیا فرق میکند.
من دعوای مربیها، بازیکنان، شخصیتها و ... را در فوتبال دیدم. بحثم روی فوتبال است. ببینید دعوا میکنن از یکدیگر انتقاد میکنن ولی همانجا تموم میشود. در همان سالن کنفرانس تمام میشود. اینطور نیست دوباره ادامه بدهند و جای دیگر نشان بدهند.
یعنی اینطور نیست که دو ماه پیش فلان حرف را زدی، ۶ ماه پیش این را گفتی...
دقیقا. ما باید یک ذره یاد بگیریم اینها را. دیدم حتی مربی آمد بازیکن را زد ولی ۲۰ روز دیگر با هم اوکی شدند، با هم دوست شدند. مربی آمد با مربی دعوا و بحث کرد ولی باز هم آمدند با هم خوب شدند. ولی ما متاسفانه این دعواهامان، با چیزهایی که من میدانم فکر کنم الان بیست سی سال اینها با هم در دعوا هستند. این کدورت و کینه نمیتواند اینقدر زیاد بماند. اگر ادامه پیدا کند برای نسلهای آینده هم بد میشود.
به امیر قلعه نویی گفتید که جواب منتقدها را ندهد؟
من به شخصه یکی دو بار گفتم ولی خب ایشان حساس هستند. فکر میکنم در خیلی موارد هم حق دارند که جواب بدهند اما خود من پاسخ نمیدهم. بالاخره در دوره زمانه ای هستیم که فضای مجازی و حقیقی به شکل نوینی وجود دارد، شخصیتها، رسانهها، کارشناسها میآیند و در هر صورتی حرفشان را میزنند. آنها هم حق دارند. عرض کردم جایی که سازنده باشد، جایی که انتقاد وارد باشد، میتوانند انتقاد کنند. ولی جایی که واقعا انتقادی وارد نباشد، بیایند خیلی مصرانه و به کرات انتقاد کنند، میخواهند طرف مقابل را عصبی کنند.
دو بحث وجود دارد اینجا، یا دوست ندارند تیم ملی با امیر قلعه نویی به جام جهانی برود، یا اصلا نمیخواهند تیم ملی به جام جهانی راه پیدا کند. از این دو حال خارج نیست.
چطور میشود تشخیص داد کدام انتقاد سازنده است و کدام مخرب؟
اگر بر اساس آمار و ارقام باشد، اگر طرف بیاید بگوید با این تاکتیک حریف و با این آمار و ارقام، تیم شما فنی بد کار کرده، میشود انتقاد سازنده. مثلا بگویند حریف در فلان بازی روی قلب دفاع کار کرده و از آنجا گل زده به تیم ملی. مثلا بگویند تیم ملی باید فلان تاکتیک را اتخاذ کند در بازیسازی یا در گل زدن یا در کار تهاجمی. هیچ راه حلی نمیدهند. انتقاد آنجا سازنده است که یک آمار و ارقامیبدهید و آن را جلوی طرف مقابل بگذارید. بگویید با این آمار و ارقام با اتخاذ فلان تصمیم تیم بهتر میشود.
اینکه آمارها را نادیده بگیرید، چشم بسته بگویید بد بد بد بد، بدِ چی؟ بدِ کجا؟ با چه آماری؟ چه ارقامی؟ کدام فکت؟ کدام استناد؟ اصلا به چی انتقاد میشود.
اینها تفاوت انتقاد سازنده و مخرب را مشخص میکند.
حرف خیلی خوبی زدید که بالاخره دعوا باید یک روزی تمام بشود. توصیه رحمان رضایی برای تمام شدن این دعواها چیست؟
بالاخره منتقدها و کارشناسهایی که هستن میتوانند صحبت کنند و راه حل بدهند. انتقادات دوستانه عنوان کنند، دعوا که ندارند. البته نمیدانم شاید کدورت و دعوایی باشد.
اگر انتقاد برای بازی ما با قرقیزستان است، برای آن بازی باشد، کدورتی که از قبل بوده آن انتقاد را تحت تاثر قرار ندهد. بگویند در آن بازی با این تاکتیک تیم ضعیف بوده، بعد راه حل بدهند، خیلی هم خوب است. حتی اگر راه حلی ندارد، انتقادش بینش فنی و تاکتیکی ندارد، حداقل بر حسب آمار و ارقام انتقاد کند.
بله بعضی وقتها دو دو تا میشود هشت تا ولی در فوتبال اینطور نیست. برخی موارد بازی ضعیف است و تیم نتیجه میگیرد، خود مربی هم آنجا نمیگوید ما خوب بودیم. بله مثلا نیمه دوم بازی با کره شمالی و قرقیزستان را گفتیم در شان تیم ملی نبود، اولین منتقد خودمان بودیم. بنابراین خودمان بیشتر از هر شخصی، هر منتقدی، هر کارشناسی، پی بردیم مشکلات تیم مان کجاست.
بله منتقدان هم عنوان میکنند، احترام میگذاریم ولی چه خوب است راه حل ارائه دهند و اگر راه حل هم نمیدهند حداقل حقایق را عنوان کنند. فقط همینجور نگویند بد بودیم بد بودیم بد بودیم.
نشان بدهند طبق این آمار و ارقام، تیم شما ضعیف است. در صورتی که نیمه اول را سه هیچ بردیم، نیمه دوم ۱۰ دقیقه اول اخراجی میدهیم و بازی ۳-۲ میشود. بله جای انتقاد دارد که چرا این اتفاق پیش آمد. بالاخره یک اشتباه رخ داد.
حتی بازی با ازبک، ما ۱۰ نفره شدیم، نزدیک پنجاه دقیقه ۱۰ نفره بودیم اما خیلی خوب بازی کردیم در زمین حریف. حتی زمانی که ۱۰ نفره بودیم بسیاری از دقایق برتری داشتیم نسبت به حریف. چرا آنجا انتقاد نکردند؟ بله هر بازی جای انتقاد دارد ولی انتقادی که درست باشد.
یکی از این نقدهای سازنده به نظر من در خصوص تغییر نسل است، این را قبول دارید که میانگین سنی تیم ملی بالاست؟
ببینید تیم ملی ایران همیشه اینطور بوده، شما از ۹۸ حساب کن تا الان. فقط همین نسلی که ما داریم آن اوایل که بالا آمدند و لازم بود تیم ملی پوست اندازی شود، بر حسب جبر و جبر زمانی تیم ملی ما جوان شد. الان هم حساب کنیم فقط چند بازیکن بالای سی سال هستند بقیه زیر سی سال دارند.
نکته خیلی مهم این است که ما الان تقریبا پنجاه شصت بازیکن جوان را شناسایی کردیم، میبینیم و آنالیز میکنیم آنها را. چند بازیکن جوان را هم آوردیم کنار تیم که تو شرایط مختلف بالاخره این بازیکنان را بازی میدهیم. این نیست که بی تفاوت باشیم نسبت به این قضیه. کاملا درست و منطقی است تغییر نسل. با توجه به اینکه یک سال و نیم دیگر جام جهانی است، نیاز داریم که تعدادی بازیکنان جدید تزریق شوند به بدنه تیم ملی و مطمئنا به فکر این موضوع هستیم.
اگه انتقادی هم میشود درست است ولی من فکر میکنم این قضیه نادیده گرفته میشود که اکثر نیمکت نشینان ما بازیکنان جوان هستند. بازی اول با قرقیزستان حزباوی با ۲۱ سال سن فیکس در دفاع بازی کرد. ببینید خیلی کار سختی است بازیکن جوان آوردن خصوصا در فوتبال ایران. اصلا هیچوقت عامل زمان در فوتبال ایران در تربیت بازیکنان در نظر گرفته نمیشود.
یک گریزی از بحث ملی به باشگاهی بزنیم. الان در شرایطی هستیم که حتی نمیتوانیم در ایران میزبانی کنیم. زمینهای خوبی نداریم. تازه دارند چند زمین خوب آماده میشوند. میخواهم این را بررسی کنیم که تیم ملی در چه شرایطی از ۶ بازی ۱۶ امتیاز گرفته است. حتی زمین نداریم که استقلال و پرسپولیس بازی کنند. شرایط باشگاههای ما در لیگ نخبگان آسیا را ببینیم که به چه نحوی جلو میرویم.
تقریبا ۷۰% باشگاههای ما مشکل سخت افزاری و زمین دارند. تیم ملی در چنین شرایطی این نتایج را گرفته است. آیا بی انصافی نیست از ۱۸ امتیاز ممکن، ۱۶ امتیاز بگیری بعد بگویند تیم ملی خیلی بد است، تیم ملی اصلا خوب نیست. این بد است و خوب نیست به زبان گفتنش خیلی راحت است، من اما از منتقدی استقبال میکنم که با آمار و ارقام بگوید شما بد بودید. اگر درست بگوید ما هم تایید میکنیم که بله بد بودیم.
بعد از هربازی آمار و ارقام را خودمان بررسی میکنیم، تعداد حمله، تعداد دفاع، ضرباتی که حریف به سمت دروازه زده، شانسهایی که ایجاد کرده، شانس گلی که ما داشتیم و ... تمام اینها میشود آمار و ارقام. اینها را جلوی ما بگذارید بگویید بد بودیم، بگویید با این آمار و ارقام بد بودن ما به خوب بودن ما میچربد من قبول میکنم. کادر فنی هم قبول میکند ولی اینکه دیمیبگویند خوب نبودیم که نمیشود.
چرا خوب بازی نمیکند؟ اکثر گلهایی که میزنیم روی کارهای تاکتیکی است، تیم خوب کار میکند. بازیکنان با وجود شرایط سختی که داریم خوب کار میکنند. شرایط سخت یعنی چه؟ همین دو بازی آخر را ببینید. اصلا کسی نمیداند بازیکن لژیونر چطور به تیم ملی رسیده، چه پروازهایی داشته، از کجا رفته، از کجا آمده؟ از کدام کشور به کدام کشور آمده و بازی کرده؟
در دورههای گذشته برای مربیان قبلی حداقل یک هفته تا ۱۰ روز لیگ را تعطیل میکردند، یک اردوی خیلی کوتاه مدت داشتند و تیم را آماده میکردند. ریکاوری و تمرین داشتند و بعد سر بازی میرفتند. الان تیم ما یک یا نهایت دو روز قبل بازی میآید، در چه شرایطی؟ در شرایطی که روز قبلش بازیکن بازی کرده است.
اصلا ما وقتی در تمرینات نداریم که کار آنچنانی روی بازیکن انجام دهیم. اکثرا به صورت شفاهی است. تیم هم که همزمان جمع نمیشود، یک نفر زود میآید، یک نفر دیر میآید، بازیکنانی که خارج از کشور هستند همزمان نمیتوانند برسند. برخی تمرینها بسیاری از بازیکنان اصلا نیستند. این سختیها را کسی نمیبیند. فقط میگویند بد بازی کردیم.
نتیجه بد بازی کردن بالاخره باید به یک چیزی منتهی شود، ما ببینیم نتیجه اش چه بوده؟ بالاخره ویترین آن جدول است و جدول نتیجه را نشان میدهد.
همچنین ببینید: