به گزارش خبرورزشی، تیمی که سال های پایانی دهه 90 میلادی، علی دایی و کریم باقری را در اختیار داشت، حال از دسته سه آلمان خودش را به فینال جام حذفی رسانده و باید برای قهرمانی با اشتوتگارت بجنگد.
آرمینیا بیله فلد آخرین بار وقتی برای مردم ایران مهم بود که دایی و باقری پیراهنش را می پوشیدند.
آرمینیا، برگرفته از نام آرمینیوس، فرمانده قبیله چِروسکیهاست؛ همان کسی که رومیها را در نبرد جنگل توتبورگ شکست داد؛ جنگلی در اطراف شهر بیلفلد.
روحیه جنگاوری تیمی که بیش از صد سال پیش این نام را انتخاب کرد، سهشنبه شب در نیمهنهایی جام حذفی آلمان تعیینکننده شد؛ جایی که تیم دستهسومی آرمینیا موفق شد لورکوزن، مدافع عنوان قهرمانی در جام و بوندسلیگا را شکست دهد.
حالا در ۲۴ مه باید مقابل اشتوتگارت قرار بگیرد. شهری با جمعیت ۳۴۵ هزار نفر که از شدت هیجان خواب به خود ندید، در حالیکه فرناندو کارو، مدیرعامل لورکوزن، بهانههایی شبیه به جنوب اروپا مطرح کرد؛ از جمله اینکه «زمین را آب نداده بودند». در عوض، ژابی آلونسو به کابوسی که تیمش تجربه کرد اذعان داشت، هرچند حداقل توانست بازی را بدون محافظ شخصی تماشا کند. نه مثل سال ۱۹۸۲ که اتو رههاگل، مربی افسانهای وردربرمن و تیم قهرمان یورو یونان، مجبور شد زیر گرمکن ورزشیاش جلیقه ضدگلوله بپوشد. هواداران آرمینیا او را عامل خشنترین خطای تاریخ فوتبال آلمان میدانستند؛ تکل نوربرت زیگمان از وردر باعث جراحتی نزدیک به ۳۰ سانتیمتر روی ران اِدوالد لینن، اسطوره محبوب بیلفلد، شده بود. با این حال، لینن به بازی ادامه داد و دوران حرفهایاش به پایان نرسید.
آن سالها، استادیوم را هنوز Auf der Alm مینامیدند، به معنای «چراگاه کوهستانی»، چون هنگام خرید باشگاه، چمنش چنین ظاهری داشت. در دهه ۶۰ بازیکنان در رستوران کناری لباس عوض میکردند و دو دهه بعد، حتی در دوران حضور در بوندسلیگا، تیمها از سالن ورزشی مدرسهای در همان حوالی استفاده میکردند. بعدها، بازسازی مدرن، ورزشگاهی با ظرفیت نزدیک به ۲۸ هزار نفر ساخت، و نام آن نیز بیش از بیست سال پیش به اسپانسری واگذار شد. اما چون استادیوم در مرکز شهر است، هیجان بازیها در خیابانها میپیچد؛ مخصوصاً سهشنبه شب.
در بوندسلیگا تا ۲۰۲۲
بیشتر از آنکه این موفقیت حاصل تلاش آماتورهای یک شهرستان باشد، انتقام باشگاهی آشفته بود؛ باشگاهی با لقب «آسانسور» بهخاطر رفتوبرگشتهای مداوم بین دستهها، و یکی از متهمان اصلی رسوایی تبانی در دهه ۷۰. آخرین حضور آرمینیا در بوندسلیگا به سال ۲۰۲۲ برمیگردد؛ پس از آن، دو سقوط پیاپی تا لیگ سوم. حالا تیم در جایگاه چهارم قرار دارد و در تلاش برای بازگشت است. صعود به فینال برلین، نخستین بار در تاریخ باشگاه، باعث دردسر تقویمی هم شده؛ چون همان روز باید در فینال جام منطقهای دسته C هم شرکت کند. فدراسیون اصلاً تصور نمیکرد تیمی از دسته سوم به فینال جام اصلی برسد. در بیلفلد، پس از حذف وردربرمن، فرایبورگ و یونیون، پیراهنهای ویژه جشن آماده شد. سهشنبه شب، پس از پیروزی ۲–۱، آنها را به تن کردند: «در ۱۲۰ سال، از بیلفلد تا فینال برلین».
بدهی ها تسویه شدند
ارزش ترکیب آرمینیا ۱۹ برابر کمتر از لورکوزن برآورد شده: کمی بیش از ۸ میلیون یورو؛ اما درآمد حاصل از حضور در جام تا همینجا ۱۲ میلیون بوده. واکنش نخست باشگاه: «بدهیها حالا تسویه شدند». بعد از سقوط دوگانه، باشگاه تا آستانه ورشکستگی پیش رفت. جام حذفی آلمان نهتنها پولساز است، بلکه جذابیت همیشگی دارد. فرمول ساده و هیجانانگیزش: قرعهکشی کامل در هر مرحله، تکحذفی، و بازی در خانه تیمی که زودتر قرعهاش دربیاید. لورکوزن در یکهشتم نهایی بایرن را حذف کرده بود، بدون اینکه کسی از اُفت بازیها یا کاهش بینندهها شکایت کند. اگر در ایتالیا، امپولی برای نجات لیگ حتی در نیمهنهایی تیم جوانانش را به میدان میفرستد، اینجا افتخار آن است که با ترکیب اصلی بازی کنی. حتی تماشاگران از خانه هم همراهی میکنند: ۲۶.۷٪ سهم از تماشای تلویزیونی در شبکه عمومی، تقریباً ۷ میلیون بیننده؛ آنهم برای بازی تیمی دستهسومی با یکی از کمطرفدارترین تیمهای آلمان.
جایی که تیم جشن پیروزیاش را میگیرد، یا پس از شکست با چند آبجو تسکین پیدا میکند، «کافه اروپا» نام دارد. شب گذشته تعطیل نشد؛ مقصد رژههای ماشینی شد و آخرین بازیکنان وقتی آنجا را ترک کردند که هوا روشن شده بود و پرندگان میخواندند. شبنشینی «تب جام» برگزار شد و به نشانهای خوشیمن بدل شد. نام کافه هم به آرزوی راهیابی به رقابتهای اروپایی اشاره دارد، آرزویی که حالا دیگر دیوانهوار به نظر نمیرسد. چون آرمینیا از افراط و تفریط جان میگیرد؛ توان انجام هر کاری را دارد، چه خوب، چه بد. در ترکیب تیم هیچ نام آشنایی نیست، حتی مربی تیم، میچ کنیات ۳۹ ساله، سابقهای در فوتبال حرفهای ندارد. سطح خودش همین است و بالاتر نرفته. اما از همان ابتدا لقب دوگانه گرفت: «به آمدن کنیات-راوس عادت کرده بودم» – راوس یعنی بیرون، یعنی اخراج. «همه فقط صعود به دسته دوم را میخواستند.
اما حالا؟ دیگر کسی اهمیت نمیدهد – دستکم تا چند روز آینده».
در شرق وستفالن، افتخارات معمولاً متعلق به خانواده رومنیگه بود – اهل لیپاشتات – اما هیچکدامشان برای آرمینیا بازی نکردند. حالا بتهای واقعی ماریوس وورل و ماکسیمیلیان گروسر هستند؛ همانهایی که در نیمه اول، برتری اولیه لورکوزن را باطل کردند. وورل از آکادمی بایرن گذشته و بعد به ۱۸۶۰ مونیخ پیوسته بود، تیمی دیگر از مونیخ که اکنون در دسته سوم است. گروسر، با نامخانوادگیای بهمعنای «بزرگتر»، مدافع میانیای است که با صفر یورو جذب شده – مانند بیشتر بازیکنان تیم. آرمینیا در همهچیز صرفهجویی کرده، اما در این دیوانگی باشکوه جام، درخشید.