گزارشهای زیادی در روز دوشنبه تأیید کردند که رئال مادرید با ژوزه مورینیو به توافق رسیده تا او ۱۳ سال پس از پایان دوره اولش، برای دومین بار بهعنوان سرمربی بازگردد. این تصمیم جنجالی به سود برخی و به ضرر برخی دیگر خواهد بود؛ دو بعد پررنگ مثبت و منفی که با آمدن آقای خاص به برنابئو نمایان خواهد شد.
برنده: ژوزه مورینیو
مورینیو که یکی از مطمئنترین و مغرورترین چهرههای فوتبال است، بدون شک احساس میکند به جایگاه واقعیاش برگشته؛ هدایت یکی از بزرگترین باشگاههای دنیا. اما حقیقت این است که «آقای خاص» دیگر آنقدرها هم خاص نیست.
شاید بنفیکا تمایل داشت مربیای را که تازه سپتامبر گذشته استخدام کرده بود حفظ کند، اما چهار کارفرمای قبلی مورینیو (فنرباغچه، رم، تاتنهام و منچستریونایتد) همگی از رفتنش خوشحال شدند.
وقتی مورینیو در سال ۲۰۱۰ وارد مادرید شد، بسیاری او را بهترین مربی دنیا میدانستند؛ کسی که تازه با اینتر سهگانه برده بود و پیشتر هم با چلسی و پورتو موفقیتهای تاریخی کسب کرده بود. اما حالا که برای بازگشت آماده میشود، از سال ۲۰۱۵ تاکنون حتی یک قهرمانی لیگ هم نداشته و تنها جامی که در ۹ سال اخیر برده، لیگ کنفرانس اروپا بوده است.
بنابراین، در حالی که مورینیو اخیراً صلاحیت چند مربی جوان را که هدایت تیمهای بزرگ را بهدست گرفتهاند زیر سوال برده بود، خودش هم در یک دهه اخیر کاری نکرده که شایسته چنین جایگاه پراعتباری باشد. فقط به همین دلیل، او باید از فلورنتینو پرس بسیار سپاسگزار باشد که فرصتی به او داده تا ثابت کند هنوز توانایی موفقیت در بالاترین سطح فوتبال را دارد.

بازنده: فلورنتینو پرس
پرس بالاخره دوباره به مرد مورد علاقهاش رسید! رئیس رئال مادرید همیشه معتقد بوده که هدایت مادرید نیاز به شخصیت خاصی دارد؛ و انصافاً حق با اوست. زینالدین زیدان و کارلو آنچلوتی تقریباً از یک جنس بودند؛ دو شخصیت آرام، خونسرد و باوقار که بهخاطر دوران درخشان بازیگریشان احترام زیادی داشتند. به همین دلیل هم هر دو در کنترل احساسات در رختکنی پر از ستاره و منیتهای بزرگ، در یکی از پراسترسترین محیطهای فوتبال جهان، بسیار موفق بودند.
اما مورینیو شبیه زیدان یا آنچلوتی نیست. او تنش را کاهش نمیدهد؛ هر جا میرود «بمب حقیقت» میاندازد و اصلاً به پیامدها یا قربانیانش اهمیت نمیدهد. با این حال، اگر زمانی او را استاد انگیزه دادن میدانستند، روشهایش دیگر مثل قبل جواب نمیدهد. مهمتر از آن، این روشها حتی در دوره اولش در مادرید هم کاملاً موفق نبودند.
او در شکستن سلطه بارسلونا بر لالیگا عملکرد فوقالعادهای داشت، اما دوران پرآشوب و ناپایدارش خیلی زود پایان یافت؛ چون حمایت چند مهره کلیدی رختکن، از جمله دو اسطوره باشگاه یعنی سرخیو راموس و ایکر کاسیاس را از دست داد. کاسیاس حتی با بازگشت احتمالی او مخالفت کرده بود، اما درخواست دروازهبان سابق طبیعتاً نادیده گرفته شد.
پرس کاملاً متقاعد شده که مورینیو هنوز همان مرد مناسب است و عملاً اعتبار ریاستش را روی این تصمیم گذاشته. اما این یکی از آن قمارهایی نیست که احتمال موفقیت بزرگی داشته باشد؛ برعکس، تقریباً قطعی است که به شکلی فاجعهبار شکست بخورد.
این مصاحبه را هم بخوانید: خشمگینترین ورژن فلورنتینو پرس در جنجالیترین نشست رئال/ حمله به بارسلونا و اتلتیکو؛ قهرمانیها را از من دزدیدند!/ خانم خبرنگار شما بپرس، چون بقیه زشت هستند!

برنده: بارسلونا
هانسی فلیک تابستان گذشته از انتصاب ژابی آلونسو بهعنوان سرمربی مادرید استقبال کرد، اما در عین حال میدانست این میتواند خبر بدی برای بارسلونا باشد. فلیک زمانی که سرمربی آلمان بود با آلونسو صحبت کرده و بهشدت تحت تأثیر فلسفه فوتبالی او قرار گرفته بود.
ورود آلونسو همچنین نشان میداد که بالاخره قرار است رویکردی جدید در برنابئو شکل بگیرد. به نظر میرسید خوسه آنخل سانچس موفق شده پرس را متقاعد کند که سبک مدرنتری را بپذیرد؛ سبکی که کار تیمی را به فردگرایی ترجیح میدهد.
اما رئیس باشگاه هیچوقت کاملاً با این ایده همراه نشد؛ حتی بعد از شروع امیدوارکننده مادریدِ آلونسو که با پیروزی ۲-۱ در اولین الکلاسیکوی فصل به اوج رسید و باعث شد رئال پنج امتیاز بالاتر از بارسا صدرنشین شود.
در نتیجه، بهمحض اینکه نتایج افت کرد و پرس بین حمایت از مربی سختگیری که میخواست چیزی معنادار در مادرید بسازد یا راضی نگه داشتن گروه کوچکی از فوقستارههای ناراضی به رهبری وینیسیوس جونیور قرار گرفت، تصمیم گرفت پروژه آلونسو را تنها پس از شش ماه کنار بگذارد.
با این حال، اگرچه اعتبار آلونسو با شرایط آشفته فعلی مادرید تا حد زیادی ترمیم شده، اعتبار پرس کاملاً آسیب دیده است. او حالا از سر استیصال دوباره به مورینیو پناه برده؛ درست مثل سال ۲۰۱۰.
بارسا طبیعتاً کمی نسبت به مورینیو محتاط خواهد بود؛ کسی که در دوره قبلیاش در رئال یک کوپا دلری و یک قهرمانی لالیگا به دست آورد. اما بعید است بازگشت او را چیزی واقعاً نگرانکننده بدانند. شاید بارسلونا دیگر به قدرت ۱۶ سال پیش نباشد، اما فلیک با یک تیم جوان و متحد دو قهرمانی پیاپی کسب کرده، در حالی که شخصیت جنجالی مورینیو حالا وارد رختکنی چندپاره شده است.
بنابراین، احتمالاً فصل آینده شاهد خواهیم بود که «گروه برادران» لاماسیا بهراحتی کهکشانیهای مادرید را در هم بکوبند.

بازنده: وینیسیوس جونیور
وینیسیوس با آلونسو مشکل داشت، حالا چه شانسی وجود دارد که با مردی رابطه کاری خوبی داشته باشد که از قبل نسبت به او احساس دشمنی شخصی دارد؟!
اگر کسی فراموش کرده باشد، مورینیو پس از اتفاقات جنجالی فوریه در ورزشگاه دالوژ، وینیسیوس را مقصر دانسته بود؛ جایی که این وینگر پس از گلزنی در بازی پلیآف لیگ قهرمانان مقابل بنفیکا در لیسبون، هم از سوی هواداران میزبان و هم از سوی جانلوکا پرستیانی مورد توهین قرار گرفت.
پرستیانی که دهانش را با پیراهنش پوشاند تا کسی نفهمد چه گفته، بهخاطر «رفتار همجنسگراهراسانه» علیه وینیسیوس محروم شد و به شکل بحثبرانگیزی از مجازات بابت اتهام توهین نژادپرستانه به ستاره برزیلی فرار کرد؛ اتهامی که خودش همیشه انکار کرده، حتی زمانی که بعد از بازی با مورینیو صحبت میکرد.
اما موضع مورینیو درباره کل این ماجرا خشم بسیاری را در سراسر جهان برانگیخت. او آن زمان به آمازون پرایم گفته بود: «به وینیسیوس گفتم وقتی چنین گلی میزنی فقط خوشحالی کن و برگرد... یک مشکلی وجود دارد، چون این اتفاق در هر ورزشگاهی میافتد. هر ورزشگاهی که وینیسیوس بازی میکند، همیشه اتفاقی رخ میدهد.»
این اظهارنظر شوکهکننده و بیملاحظه عملاً وینیسیوس را مقصر تمام توهینهای نژادپرستانهای دانست که طی سالها تحمل کرده است. به همین دلیل، جالب خواهد بود ببینیم آیا ورود مورینیو روی مذاکرات طولانی تمدید قرارداد وینیسیوس تأثیر میگذارد یا نه؛ بازیکنی که سال آینده آزاد خواهد شد و به انتقال تابستانی به یکی دیگر از غولهای اروپا لینک شده است.

برنده: صاحبان حق پخش رئال
چه دوستش داشته باشید چه از او متنفر باشید، مورینیو کاری میکند که نتوانید نادیدهاش بگیرید. شاید دیگر از نظر تاکتیکی پیشگام نباشد، اما وقتی بحث تحریک مردم باشد، کسی به گرد پای این مرد پرتغالی نمیرسد.
هیچکس مثل مورینیو رسانهها را مدیریت نمیکند. او رویای هر خبرنگاری است، چون هر بار که میکروفونی جلوی دهانش قرار میگیرد، حجم بینظیری از تیترها و جملات جنجالی تولید میکند. بسته به حالوهوایش (یا نیت از پیش طراحیشدهاش)، میتواند هم بسیار بامزه باشد و هم توهینآمیز؛ و دقیقاً به همین دلیل همه میخواهند حرفهایش را بشنوند.
در اصل، مورینیو هنوز هم یک جاذبه بزرگ رسانهای است. بنابراین بازگشتش به رئال حداقل برای صاحبان حق پخش لالیگا، لیگ قهرمانان اروپا و کوپا دلری خبر خوبی خواهد بود؛ چون وقتی پای «آقای خاص» در میان باشد، هیچکس بیطرف نمیماند. در نتیجه، هواداران فوتبال در سراسر جهان هر هفته بازیهای او را دنبال خواهند کرد؛ چه برای جشن گرفتن پیروزیهایش و چه برای لذت بردن از شکستهایش.
بیشتر بخوانید: ژوزه مورینیو سرمربی رئال مادرید شد؛ Here We Go!

