مهدی یکتا؛ تماس با مدیر تیم پرسپولیس برای مصاحبه با برنامه ریزی قبلی نبود و میخواستیم درخصوص نقل و انتقالات این تیم در تابستان گپ کوتاهی بزنیم که تبدیل به گفت و گویی نسبتا بلندی شد. به نظر خودمان که مصاحبه بدی نشد. تا نظر شما خواننده محترم چه باشد؟!
نقل و انتقالات تابستانی پرسپولیس را چگونه ارزیابی میکنید؟ سخت بود یا راحت؟
بی تعارف در فصل نقل و انتقالات مبارزه کردن با تیمهای صنعتی واقعا سخت، دشوار و نابرابر است. شما میبینید برخی بازیکنان میآیند و ابتدا برای پیوستن به پرسپولیس ابراز علاقه میکنند اما هدف آنها بستن قرارداد سنگینتر است و صرفا مشغول بازارگرمیهستند.
شما سال گذشته مسئول مستقیم نقل و انتقالات باشگاه پرسپولیس بودید و با شرایط این کار کاملا آشنا هستید. در نقل و انتقالات پول مهمتر است یا اسم تیم؟
بستگی به طرز تفکر خود بازیکن دارد. چه پارسال و چه امسال بازیکنانی که پرسپولیسی شدند فقط به عشق این تیم و قهرمانی همراه با ما قرمزپوش شدند. بازیکنانی هم بوده و هستند که افتخار پوشیدن پیراهن پرافتخار پرسپولیس را با پول بیشتر عوض کردند و...
منظور شما چه کسی است؟
من هیچ اسمی نمیآورم چون هر کسی اختیار خودش را دارد. بحث من کلی و در پاسخ به سؤال شما در خصوص فصل نقل و انتقالات بود یا اینکه بازیکنی بود که با یک تلفن پیچید. چنین بازیکنی همان بهتر که پرسپولیسی نشد!
چرا اسم نمیآورید؟
من اصلا اسمی نمیآورم و شما تا صبح هم بگویید نظرم همین است.
ولی یکسریها مدعی شدند دربی نقل و انتقالات را از پرسپولیس برده اند؟
ما قهرمان ۵ دوره گذشته لیگ شدیم، قهرمان هستیم و قهرمان خواهیم شد. دوست ندارم جوابی به دوستان بدهم اما باید فصل جدید شروع شود تا ببینیم خریدها از بازار نقل و انتقالات چطور بوده است.
علی پروین سرمربی شما زمانی یک جمله معروف داشت و همیشه به بازیکنان تازه وارد میگفت "شما باید یک پولی هم دستی بدهید تا پیراهن پرسپولیس را بپوشید!" الان که فصل نقل و انتقالات است در این رابطه صحبتی میکنید؟
دیگر دوره و زمانه عوض شده است. آن زمان هم البته هیچ کسی برای پوشیدن پیراهن پرسپولیس پول دستی نمیداد و همه با عشق و علاقه به این تیم بزرگ و پرطرفدار میآمدند. شاید علی آقا این جمله را میگفت تا ارزش و اعتبار فراوان پیراهن پرسپولیس را به بازیکن تازه وارد یادآوری کند.
شما خودتان با چه شرایطی به پرسپولیس آمدید و چه کسی چنین پیشنهادی داد؟
سال ۱۳۷۰ در اردوی تیم ملی بودم که دو تن از دوستان علی آقا پروین برای پرسپولیسی شدن با من صحبت کردم. البته عضو تیم بانک تجارت بودم ولی نتوانستم رضایتنامه بگیرم. نیم فصل هم تلاش کردم ولی نشد و بالاخره در پایان فصل به عنوان بازیکن آزاد افتخار پوشیدن پیراهن پرسپولیس نصیب من شد.
بازیکنان دیگری مثل علی دایی هم از بانک تجارت به پرسپولیس آمدند؟
بله، من اولین نفری بودم که از این تیم به پرسپولیس رفتم و چند ماه بعد هم علی دایی آمد.
وقتی پیشنهاد پرسپولیس به شما رسید با کسی هم مشورت کردید؟
(میخندد) مشورت؟ نه! داشتم از شدت خوشحالی بال در میآوردم. آن زمان که مثل الان نبود بعد از پیشنهاد پرسپولیس بگویم اجازه بدهید با مدیربرنامههایم یا این و آن مشورت کنم و بعد جواب بدهم. بی چک و چانه میرفتیم، امضاء میکردیم و با خوشحالی از پیش علی آقا (پروین) به خانه بر میگشتیم.
نه، منظور ما مشورت با شاغلام (پیروانی) برادر بزرگتر خودتان بود؟
خوب به خاطر دارم زمانی که سرباز شدم میتوانستم در شیراز خدمت کنم. به آقا غلام گفتم که میخواهم بروم ژاندارمری تهران تا فوتبالم را ادامه دهم. جمله خوبی به من گفت که اگر هدف تو رسیدن به کاپیتانی تیم ملی و پرسپولیس است برو تهران وگرنه اگر میخواهی باری به هرجهت بازی کنی اصلا نرو و همین شیراز بمان! خود آقا غلام در ردههای پایه ای و تیمهای ملی جوانان و امید کاپیتان تیم ایران بود و هرگز هم برای بازی به تهران نیامد که شاید اگر میآمد خیلی خیلی بالاتر میرفت.
منظور ما در مورد پرسپولیس بود؟
همان موقع که میخواستم به سربازی بروم حجت را با من تمام کرد. آقا غلام میدانست پرسپولیسی هستم و گفت با این دیدگاه و هدف برو تهران که کاپیتان تیم ملی و پرسپولیس شوی و ...
و شدید؟
خدا را شکر میکنم همیشه که با توکل به آن بالایی، دعای مادر و تلاش خودم به علاوه حمایتهای آقا غلام و خانواده توانستم به اهداف خودم برسم.
آن زمان از استقلال هم پیشنهاد داشتید که به پرسپولیس رفتید؟
آقا نه! من نه از استقلال پیشنهاد داشتم و نه از تیمی دیگر و درست هم نیست بخواهم الان بازارگرمیکنم و بگویم بله داشتم و نرفتم. پرسپولیس از یک سال قبلش من را میخواست و تمام فکر و ذکرم پوشیدن پیراهن این تیم بود.
ولی سرمربی شما در بانک تجارت یک استقلالی و مرحوم ناصر حجازی بود؟
خداوند ناصرخان حجازی را بیامرزد که خیلی مرد، رُک و روراست بود. ایشان هم درجریان پیشنهاد پرسپولیس بود و میدانست من فقط به این تیم فکر میکنم اما انصافا هم استقلالیها پیشنهادی به من نداده بودند.
شما در حالی به پرسپولیس پیوستید که شماره ۵ این تیم در دست محمد پنجعلی یکی از بهترین مدافعان تاریخ فوتبال ایران بود. چه زمانی پیراهن شماره ۵ به شما رسید؟
من علاقه خاصی به شماره ۵ داشتم اما این پیراهن متعلق به محمد آقا پنجعلی بود. وقتی به پرسپولیس آمدم شماره ۴ را به من دادند و بعد از خداحافظی آقای پنجعلی پیراهن ۵ را پوشیدم.
پیراهن شماره ۵ را راحت به شما دادند یا اینکه بابت گرفتن آن کلی صحبت کردید و...
نه، با توجه به اینکه ملی پوش بودم بعد از خداحافظی آقا پنجعلی این پیراهن را به من دادند. شماره ای که هنوز هم به آن ارادت ویژه ای دارم.
و قرار است در فصل جدید علیرضا ابراهیمی بپوشد؟
علیرضا پسر خوبی است. روز اولی که پیراهن بچهها را تحویل دادیم آمد و رخصت گرفت و خوشحالم شماره ۵ امروز تن بازیکنی است که عاشقانه پرسپولیس را انتخاب کرد. البته تمام خریدهای امسال پرسپولیس، عاشق این تیم هستند و میخواهم بگویم سال گذشته هم رضا دهقانی، علی نعمتی، رضا اسدی و علیرضا ابراهیمی با خود من صحبت کرده بودند ولی به دلیل داشتن قرارداد یا لژیونر شدن نتوانستند قرمزپوش شوند. همین طور حامد پاکدل که با جان و دل پرسپولیس را انتخاب کرد. خدا را شکر چه امسال و چه پارسال بازیکنانی به پرسپولیس آمدند که واقعا پرسپولیسی بودند. کسانی که با یک تلفن به همه چیز پشت پا نزدند!
واقعا برخی از این بچهها مثل علی نعمتی یا سال گذشته فرشاد فرجی برای گرفتن رضایتنامه از پدیده مشهد و پرسپولیسی شدن خانه خود را فروخته اند؟
آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است. انشالله هم علی نعمتی و هم فرشاد فرجی دوباره خانه میخرند اما این بچهها و دیگر بازیکنان جدید تیم برای رسیدن به هدف خود و پرسپولیسی شدن تلاش کردند و تعصب خود را نشان دادند. حالا این طور هم نیست آن بازیکنی که خانه نفروخته کمتر پرسپولیسی است یا آن یکی بیشتر! همه این بازیکنان جدید پرسپولیسی و برای ما ارزشمند هستند.
دفاع از عنوان قهرمانی در لیگ بیست و یکم چقدر سخت است؟
بگذارید جواب شما را جور دیگری بدهم. من خودم زمان نوجوانی و جوانی حتی همزمان با فوتبال، کشتی میگرفتم. در این رشته در سطح آموزشگاهی و استانی مقامهایی هم کسب کردم ولی در نهایت تصمیم گرفتم فوتبالیست شوم. اصولا درورزش هم همین طور است که حفظ و تکرار قهرمانی خیلی سختتر از قهرمانی است. یک کسی مثل حمید سوریان در کشتی فرنگی یا رسول خادم در کشتی آزاد واقعا نابغه بودندو تلاش و همت زیادی به خرج دادند تا عناوین خود را تکرار کنند.
بحث کشتی شد. شما هم مثل برادران گرائی یا سابق بر این امید نوروزی در رشته فرنگی فعالیت میکردید؟
نه، من در رشته کشتی آزاد کار میکردم. البته جا دارد قهرمانی محمدرضا گرائی را به برادرش محمد علی، خانواده محترم گرائی و مردم خوب شهرم شیراز تبریک بگویم. طلای المپیک چیز کمینیست. واقعا خانه آخر ورزش حرفه ای است و ...
ورزشکار مورد علاقه افشین پیروانی در رشته دیگر غیر از فوتبال کیست؟
هر کسی که کوچک ترین افتخاری برای این مملکت کسب میکند یا با پرچم ایران به میادین ورزشی میرود برایم قابل احترام است. من موضوعی شنیدم و خیلی ناراحت شدم. اینکه ورزشکاران پارالمپیکی را به توکیو برده اند که شانس مدال داشته اند. این قشنگ نیست. این عزیزان همگی قهرمان هستند که ثابت کرده اند معلولیت محدودیت نیست. باید همه کسانی که سهمیه پارالمپیک گرفته بودند اعزام میشدند چون هدف از این رقابتها مدال و قهرمانی نیست. هدف از برگزاری مسابقات پارالمپیک امید و آرزو در دل این عزیزان است. اینکه این ورزشکاران بزرگوار گزینش شوند جای گلایه دارد.
برگردیم به پرسپولیس و یک سؤال تکراری که چرا افشین پیروانی به عنوان مدیر تیم پرسپولیس این همه با دست اندرکاران، مریبان و مدیران سایر تیمها در لیگ درگیری داشته و دعوا کرده است. این کار یک مقدار باعث دشمن تراشی برای خودتان نمیشود؟
ابتدا بگویم در هیچ دعوایی من افشین پیروانی شروع کننده نبودم. همیشه سعی کردم از حق پرسپولیس دفاع کنم چون میدیدم به ناحق این تیم را میزنند یا صحبتهای نامربوط میکنند. همین جا هم میگویم اگر حرفها یا صحبتهایم به کسی برخورده عذرخواهی میکنم اما هدف من بی احترامینبوده است. نه دنبال شکستن دلی هستم و نه خود را بالاتر میبینم بلکه بحث همان احترام دو طرفه است. پرسپولیس هواداران باهوش و منصفی دارد که اگر من اشتباه میکردم مطمئن باشید سرراست و مستقیم به خودم میگفتند.
افشین پیروانی پس از پایان بازی و به قول معروف آویزان کردن کفشهایش خیلی زود لباس مربیگری پوشید و حتی شما به عنوان سرمربی پرسپولیس هم انتخاب شدید. چه شد که ادامه ندادید و لباس مدیریت بر تن کردید و به قول معروف کت و شلواری شدید؟
شاید باور نکنید اما من همیشه در مدرسه مبصر کلاس بودم. در کلیه ردههای ملی هم بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بر بازو بسته ام چون از همان نوجوانی آدم منظمیبودم. از شلختگی و بی انضباطی بیزار بودم و خدا ناصر خان ابراهیمی را حفظ کند. ایشان مربی ما در پرسپولیس بود و عادت داشت همیشه دو، سه ساعت زودتر سر زمین تمرین حاضر شود اما همیشه میگفت که افشین تو چطوری زودتر از من سر تمرین میآیی؟ زمان بازی سعی میکردم نظم و انضباط را رعایت کنم و همین الان هم که سرپرست شدم شاید دو جلسه آن هم به خاطر فوت مادرم غیبت کرده باشم. هرگز غیبت غیر موجه نداشته ام و ...
نگفتید که چرا قید مربیگری را برای همیشه زدید؟
اتفاقا دوست داشتم مربی بزرگی هم شوم. مدارک مربیگری را هم در کنار مدارج دانشگاهی یکی پس از دیگری طی کرده و خیلی زود سرمربی پرسپولیس هم شدم اما از یک جایی به بعد احساس کردم بیشتر از مربیگری برای مدیریت فوتبال ساخته شده ام. الان هم از شغل خودم خیلی راضی چون بهترین شغل دنیاست مدیریت تیم پرسپولیس!
قانون نانوشته ای هم وجود دارد که یک فوتبالیست بزرگ لزوما یک مربی بزرگ نمیشود. این حرف را قبول دارید؟
در هر کاری باید تلاش کرد و در ورزش ایران چند برابر! ما در کشورمان چیزی به اسم استعدادیابی نداریم. شاید اگر آقا غلام و برادران بزرگتر من به جای فوتبال سمت دوچرخه سواری یا پینگ پنگ میرفتند من هم راه آنها را ادامه داده و فوتبالیست نمیشدم. متأسفانه این موضوع در سایر عرصهها نیز در کشورمان صدق میکند و میبینیم یک کسی که پدر یا مادرش در سینما فعالیت میکنند وارد این عرصه میشود درحالی که استعدادیابی خیلی مهم است. مربیگری هم نیاز به استعداد، هوش بالا، ممارست، صبر و حوصله و خیلی فاکتورهای دیگر دارد و واقعا کار سخت و طاقت فرسایی است.
زمانی که همبازی یحیی گل محمدی بودید اصلا فکرش را میکردید او مربی بزرگی شود؟
ببینید یحیی گل محمدی دوران فوتبالش هم بازیکن باهوشی بود. در کنار آن میدانم برای رسیدن به این موقعیت زحمت کشیده و از خیلی چیزها گذشته است. برخی اوقات در سفرهایی که میرویم خاطراتی تعریف میکند که آدم هنگ میکند. در شهرها یا جاهایی کار کرده که کوچک ترین امکاناتی نداشته و سختیهایی را متحمل شده که هر کسی تحمل نمیکند. الان هم که به این جایگاه رسیده محصول زحماتی است که میکشد. من میخواهم یک خاطره برای شما تعریف کنم.
بفرمایید.
یک شب بعد از یکی از بردهای پرسپولیس از سفر شهرستان برمیگشتیم. ساعت حوالی دو نصف شب بود که داخل هواپیما کنار هم نشسته بودیم. دیدم یحیی گل محمدی لپ تاپ خود را باز کرده و مشغول تماشای فیلم بازی همان روز است که بُرده بودیم. این درحالی بود که اغلب اعضای تیم خواب یا در حال استراحت بودند. پرواز ما ساعت ۴ صبح به تهران رسید و آنهایی که در این تایم پرواز کرده اند خوب میدانند خواب آن روز و حتی فردای شما به هم میریزد. فردای آن روز ظهر ریکاوری داشتیم و سرتمرین دیدم یحیی گل محمدی دوباره لپ تاپ خودش را باز کرده و فیلم همان بازی شب گذشته را با چشمانی پُف کرده تماشا میکند. کاملا معلوم بود اصلا نتوانسته بخوابد اما آن قدر به کارش اهمیت میدهد که باز پای لپ تاپ نشسته است. به هر حال هیچ کسی بدون زحمت به جایی نمیرسد و یحیی گل محمدی هم خیلی تلاش کرده و میکند.
ما معمولا در سطح باشگاهی بالا مربی لژیونر نداشتیم. بوده اند مربیانی که در سطوح نه چندان بالا در خارج از کشور مربیگری کرده اند اما در سطح اول باشگاهی نه! آیا یحیی گل محمدی این پتانسیل را دارد که مربی لژیونر ما شود؟
من میدانم بعد از رسیدن پرسپولیس به فینال آسیا پیشنهادات خوبی از حاشیه خلیج فارس داشت اما آن قدر پرسپولیس را دوست دارد که جواب منفی داد.
بسیارخوب، شاید یکی از تفاوتهای پرسپولیس با رقیب سنتی خود استقلال، حمایت، وحدت و همدلی پیشکسوتان آن باشد. یحیی گل محمدی و پیشتر برانکو از این حاشیه امنیت برخوردار بوده اند. این طور نیست؟
ما هم داشته ایم پیشکسوتانی که در مواقعی حمله کرده یا انتقادات غیرفنی داشته اند اما خود من به شخصه تماس گرفته یا بزرگانی وسط آمده و سعی کرده اند این اتحاد و همدلی را حفظ کنند. درست است که اغلب پیشکسوتان با مصاحبههای روحیه بخش و حمایتی خود به ما انرژی مثبت میدهند اما به این مسئله هم توجه کنید که پرسپولیس همیشه برده و قهرمان شده است. ما در کل فصل گذشته و در طول لیگ بیستم فقط یک باخت را تجربه کردیم و از لحاظ فنی یک سرو گردن بالاتر از بقیه تیمها بودیم و با این حال دست تک تک پیشکسوتان پرسپولیس را میفشارم. آنها همیشه به ما انرژی مثبت داده و میدهند.
بعد از پایان بازی با پیکان و کسب پنجمین قهرمانی پرسپولیس حرف از ششمین قهرمانی پی درپی در لیگ بیست و یکم زدید. فکر نمیکنید آن جملات یک مقدار احساسی بود؟
(با کنجکاوی) چطور؟!
توجه داشته باشید که سپاهان اصفهان بازیکنان تأثیرگذار خود را حفظ کرده و خریدهای خوبی در نقل و انتقالات تابستانی داشت. استقلال هم به نظر میرسد با بازیکنان تازه وارد تقویت شده باشد. این موضوع کار شما را برای کسب ششمین قهرمانی متوالی دشوار نمیکند؟
مگر سال گذشته به قول یحیی گل محمدی سخت ترین شرایط را پشت سر نگذاشتیم؟ خود من برای اولین بار در طول زندگی ام قلب درد را تجربه کردم. منظورم از آن مصاحبه پتانسیلی است که تیم پرسپولیس دارد. همه ما میدانیم کار بسیار سخت و دشوار است و رقیبان با چه حمایتهایی با جیب پُر خرید میکنند و باید با همه این موارد بجنگیم. میدانیم اما شما هم میدانید پرسپولیس اهل جنگ و مبارزه است. در تمام این پنج، شش سال گذشته جنگیده و باز هم کم نخواهد آورد. آنچه گفتم حرف از شخصیت قهرمانی پرسپولیس بوده است که هنوز هم به آن اعتقاد و باور دارم.
ولی رقیبان شما هم حرفهایی دارند. آنها معتقدند حالا که وزیر عوض شده شاید دوران قهرمانی پرسپولیس هم به سر آمده باشد؟
این حرفها خنده داراست و شاید فقط در فضای مجازی و برای هواداران نوجوان و احساسی کاربرد داشته باشد. در تمام این سالها بودجه و قراردادهای پرسپولیس کاملا شفاف و مشخص است. دوستان میتوانند آن را منتشر و با خودشان مقایسه کنند. شأن و منزلت یک وزیر ورزش آن قدر بالاست و مشغله دارد که به این مسائل حتی نمیتواند فکر هم کند. قضیه برخی دوستان مثل آن دانش آموز تنبلی است که نمره قبولی نمیگیرد یا نمیتواند شاگرد اول شود اما نزد پدرو مادرش یا برادران و خواهرانش مدعی میشود که معلم خوبی ندارد یا معلم و مدیرش بین بچهها فرق میگذارند! شاید این حرفها نزد برادران و خواهران کوچکتر و احساساتی خریدار داشته باشد اما خود آن دانش آموز یا پدر و مادرش بهتر از هر کسی میدانند کم کاری ازخودشان است. برای یک معلم، مدیر یا وزیر ورزش چه فرقی میکند چه کسی اول شود؟
البته در این میان مربیانی هم از جنس محرم نویدکیا بودند. سرمربی سپاهان حتی در مصاحبه ای در سال گذشته گفته بود که قهرمانیهای پرسپولیس در این ۴ سال را کاملا فنی و عادلانه میدانم.
محرم نویدکیا فوتبالیست بزرگی بوده و در مربیگری هم حقیقت را دیده و منطقی حرف میزند. حرفهای او از جنس فوتبال است و دنبال فالوئر در فضای مجازی نیست. او انصاف به خرج داده درحالی که اغلب رقیبان ما برای فضای مجازی و هواداران کم سن و سال و احساسی خود حرف میزنند وگرنه همه میدانند پرسپولیس در این چند سال در ایران و آسیا چه کارهای بزرگی انجام داده است.
همان طور که میدانید پرسپولیس روز پنج شنبه اولین بازی خود در مرحله نهایی انتخابی جام جهانی قطر را برابر سوریه برگزار میکند. این دیدار را چگونه پیش بینی میکنید؟
اول اینکه خدا را شکر میکنم که تیم ملی در گروه مقابل نیفتاد. به نظرم گروه مقابل بسیار سختتر است هرچند گروه ما هم آسان نیست. نکته مثبت این بود که ما توانستیم پس از مدتها میزبانی که حق مسلم فوتبال ایران است را دوباره پس بگیریم. این مزیت بزرگی است و به نظرم ما باید امتیازات کامل را در دور رفت کسب کرده و خیال خودمان را راحت کنیم چون دور برگشت کار خیلی سختتر میشود و امتیاز گرفتن راحت نخواهد بود.
نگفتید پیش بینی شما از بازی با سوریه چیست؟
اگر قرار باشد نتوانیم سوریه را در تهران ببریم اصلا نباید در این مسابقات شرکت کنیم. ما باید فقط به این مسئله فکر کنیم که به عنوان تیم اول از گروه خودمان بالا برویم. اصلا نباید از سوریه یا تیمهای دیگر برای خودمان غول بسازیم.
حتی کره جنوبی؟
باور کنید با توجه به نتایجی که در این چند سال گذشته گرفتیم، کره جنوبی بیشتر از فوتبال ما میترسد. تیم بسیار خوبی است که لژیونرهای مطرحی دارد اما تیم ایران هم از لحاظ داشتن بازیکن بزرگ و سرد و گرم چشیده کم و کسری ندارد. انشالله با قدرت و برد مقابل سوریه شروع کرده و به عنوان تیم اول گروه خود به جام جهانی قطر صعود خواهیم کرد.
در پایان میخواهیم چند سؤال تلگرافی بپرسیم و در خلاصه ترین حالت ممکن جواب شما را بشنویم؟
در خدمتم!
جعفر سمیعی؟
مدیرعامل بیحاشیه و سلامت
یحیی گل محمدی؟
مربی کاربلد و بااخلاق
کریم باقری؟
بزرگ و بیادعا
حمید مطهری؟
با دانش، در آینده خیلی بیشتر از او خواهید شنید
سید جلال حسینی؟
کاپیتان تیم قهرمان
علی پروین؟
مرد دوست داشتنی و بزرگ
علی دایی؟
افتخار فوتبال ایران
علی کریمی؟
بهترین فوتبالیست تاریخ ایران
فرهاد مجیدی؟
مربی تیم رقیب
استقلال تهران؟
رقیب
سپاهان اصفهان؟
رقیبتر!
محرم نویدکیا؟
مربی جوان و منطقی
دراگان اسکوچیچ؟
امیدوارم تیم ایران را به جام جهانی برساند
کارلوس کیروش؟
کاربلد
و بالاخره احمد نوراللهی؟
برای او آرزوی موفقیت میکنم